ماجرای مهمان نوازی ایرانی و مهاجران لهستانی در ایران

درباره لهستانی‌های مهاجر در ایران

مارا میبینند/ خاطرات سفر به ایران/ سیمین ثقفی:
تصویر این لوح و سنگ نوشته به تازگی از لهستان به دستم رسیده است. درست روزیکه آن را با عنوان روزی برای انسانیت و بشردوستی و آنها که جانشان را در این راه از دست داده اند (World Humanitarian Day)نام گذاری کرده اند:

humanity-dettaglio (640x200)

این لوح و سنگ نوشته در سال 2013 در یکی از پارک های بزرگ و دیدنی شهر ورشو – پایتخت لهستان – با نام Ogrod Kraisinskich نصب شده و در آن به دو زبان فارسی و لهستانی به مهمان نوازی ایرانیان به هنگام پناهندگی مردم لهستان در ایران در سال 1942 اشاره شده است :
poland monument

“درگرامیداشت ملت ایران که درسرزمین مهمان نوازش تعداد ۱۲۱ هزار ازاتباع لهستانی ازجمله قریب به ۲۰ هزارکودک نجات یافته آوارگان لهستانی که در سالهای۱۹۳۱ تا۱۹۴۱ بدست نیروهای امنیتی شوروی از کرانه‌های شرقی کشور جمهوری لهستان به منطق دوردست شوروی تبعید شده بودند درسال۱۹۴۲ توسط ایران پذیرفته وپناهنده یافتند.
یاری وحمایت ایران اسباب رهایی آوارگان لهستانی از سرکوب گرسنگی ومرگ وبیماری رافراهم ساخته بود”
(تقدیمی ازنجات یافتگان سپاسگزار و بازماندگان آنها – سال ۲۰۱۳)
nooshin.poor.1

پس از گذاشتن این پست در صفحه فیس بوکی Memories of Travel to Iran یکی از خوانندگان لهستانی این صفحه در اظهار نظری از سفرش به ایران و دیدار از گورستانی در “دولاب” تهران که بخشی از این مهاجران لهستانی در آن آرمیده اند، نوشته است و با معرفی لینکی دیگران را به دیدار از عکس‌هایش از این گورستان قدیمی دعوت کرده است. (برایم جالب بود که تورگردانان چنین برنامه‌ای را برای گردشگران لهستانی در تورهایشان لحاظ کرده بودند. جای قدردانی دارد. )

 

 

alexandra.polish in Iran
خانم “الکساندرا کنوا” نوشته است: “چه زیبا! ای کاش لهستانی های بیشتری از آنچه ایران در گذشته انجام داده می دانستند ! من در دیدارم از ایران از این گورستان کاتولیک ها در “دولاب” دیدن کردم! او می افزاید این مکان جایی نیست که به طور معمول از آن بازدید شود اما من به انجا رفتم و عکس هایی برای مادر بزرگ فردی گرفتم که پدرش در تهران درگذشته بود و او هرگز موفق به دیدار دوباره او نشده بود. امیدوارم که بتوانم دیداری دوباره از این گورستان داشته باشم.”

Ola Konwa: So beautiful. Pity that still many Poles don’t know what Iran did in the past. On my last visit in Tehran I was on Catholic cemetery in Dulab.
I think is not often visited. I was there to take photos for someone’s grandma, whom dad died in Tehran and she never met him. I hope to visit cemetery again next year . You can find few photos from Dulab https://flickr.com/…/54517228@N05/sets/72157625106322544

alexandra.polish in Iran.2

alexandra.polish in Iran.3

alexandra.polish in Iran.5

اما داستان این مهاجران لهستانی چیست؟
برای اینکه بدانم ماجرای این مهاجران لهستانی چیست، جست و جویی انجام دادم. خوشبختانه در دو سه سال گذشته تورهایی برای بازدید از آن برگزار شده و اطلاعات خوبی از آن موجود هست که به یکی از آنها اشاره میکنم.
خانم “سمیرا منفرد” در وبلاگش از دیدارش از این گورستان قدیمی نوشته است. گورستانی که در محله ای قدیمی از تهران قرار دارد و شاید بسیاری از اهالی آن محله از وجود آن بی خبرند.
او می نویسد:
“اینجا را گورستان لهستانیها ، قبرستان اکبرآباد، قبرستان سلیمانه، قبرستان دولاب، قبرستان ارتودکسها، قبرستان کاتولیکها، قبرستان آشوری ها و … مینامند.آرامستانی در محله قدیمی دروازه دولاب تهران.اگر آدرس دقیق تر آنرا بخواهید:
اتوبان شهید محلاتی (آهنگ) ، خیابان دهم فرودین ، میدان امام حسن ، شمال خیابان پاسدار گمنام ، فی مابین خیابان شهید رضایی تاجری از غرب ، خیابان مستفیذ از شمال ، املاک مسکونی از شرق و گلخانه های خیابان پاسدار گمنام از جنوب …
زمانیکه در سال 1939 ورشو به وسیله ارتش نازی سقوط میکند قراردادی بین هیتلر و استالین امضا شده و طی آن کشور لهستان بین آلمان و روسیه به صورت غربی و شرقی تقسیم میگردد.صدها هزار نفر از مردم لهستان شرقی به اردوگاه های کار اجباری سیبری فرستاده شده و تعداد بیشماری از آنها از سرما-گرسنگی و کار بسیار سخت تلف میگردند.
سال 1941 هیتلر معاهده را شکسته و به جنگ با شوروی میرود.پس متفقین لهستانیهای را از شوروی خارج کرده تا آنها را به میدانهای جنگ بفرستند.اولین ایستگاه این آوارگان بندر انزلی ایران است.
طی تنها 2 سال چندین هزار لهستانی آواره -بیمار و رنجور از انزلی به شهرهایی چون تهران، اصفهان، اهواز فرستاده شده و در اردوگاه هایی اسکان داده شدند.اما بیماری هایی چون تیفوس و عوارض ناشی از گرسنگی شدید در سیبری، دسته دسته از این آوارگان پیر و کودک و جوان را از پای در می آورد.
امروزه در گوشه و کنار این شهرها میتوان سنگ قبرهایی را دید که بسیار تنها و بینام و نشان آرام خفته اند و هیچ گاه هیچ دستی گلی از سر عشق بر مزارشان نگذاشته است.
به جز معدودی از آنها که به دلایلی چون تشکیل خانواده در ایران ماندند، بقیه از این اردوگاه ها به نقاط مختلف جهان عزیمت کردند.در فیلم مرثیه گمشده با این بازمانده ها ملاقات شده و از زبان آنها خاطراتشان بازگو میشود.به گفته آنها ایران چون بهشتی بود با مردمان میهمان نواز که با آنها بسیار مهربان بودند و برایشان غذا و لباس و دیگر مایحتاج زندگی می بردند، و حتی به سوی کامیون هایی که آنها را حمل می کردند، بسته هایی پر از شیرینی و میوه پرتاب می کردند.
مجسمه یادبودی در کنار مزار آنها قرار گرفته که بر فرازش یک صلیب آهنی نصب است و روی سنگی با نشان عقاب جمهوری لهستان این نوشته حک شده:
به یاد میهن پرستان لهستانی که در راه بازگشت به وطن شان، در اینجا برای همیشه درسایه خدا آرمیده اند.
اما درون این قبرستان قدیمی قبرهایی از آدمهای شناخته شده تاریخ ایران هم وجود دارد. چون قبر مزار دکتر کلوکه پزشک فرانسوی محمد شاه قاجار که با حقوق سال 3500 تومان به ایران آمد و در خدمت دربار مشغول به کار شد. دکتر کلوکه به قول معاشرین، جوان سی ساله رعنای خوش قد و قامت و خوب روی و باهوش و ظریفی بود که به سرعت زبان فارسی را آموخت.او تا نه سال پس از مرگ محمدشاه در دربار باقی ماند و بعدها پزشک ناصرالدین شاه شد.در این میان هم دختر ارمنی را به همسری گرفت اما همان اوایل این وصلت بود که به قولی!!! شبی به جای “شراب” سم مهلکی را خورد و مرد !
پیداست که طبیب حاذقی مانند او ممکن نیست دوای سمی را با ” شراب” اشتباه کرده باشد و به همین جهت درباره مرگ او در همان زمان چیزها می‌گفتند و هنوز هم تاریخ بد گمان است.دو سه ماه بعد از مرگ مرموز این پزشک جوان فرزند او نیز از دنیا رفت.
در قبرستان ارامنه تهران زیر بارگاهی آجری به سبک آرامگاه های قدیمی ایرانی پیکر او دفن است.
ترسناکترین قسمت این گورستان قدیمی قبر 26 معدنچی و مهندس ایتالیایی است که در فاصله سال های 1936 تا 1943 در ایران کار میکردند و در یک زیر زمین در محوطه قبرستان و به صورت افقی در دل دیوار دفن شده اند.معماری این آرامگاه به گونه ای است که در صورت ورود به این سردابه توسط مردگان ایستاده محاصره میشوید.
دردل این قبرستان مقبره سرباز گمنام جنگ جهانی دوم با ستاره ای سرخ برفراز آن را نیزدیده میشود.

اگر با دنیای عکاسی آشنا باشید حتما نام آنتوان سوروگین را شنیده اید.مردی که پدرش خاورشناس و دیپلمات سفارت روسی تزارى در تهران بود و در تهران زاده شد.
در سال ۱۲۴۹ خورشیدی در تبریز به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت و از او لقب “خانى” نیز گرفت. پس از مدتى به تهران آمد با یک دختر ارمنی ازدواج کرد و ویک استودیو عکاسى در خیابان علاءالدوله ( فردوسى )کنار در شرقى میدان مشق دایر ساخت.
از آنجاییکه یک مشروطه خواه بود در بگیر و ببندهای آن دوره بمبی را کنار در خانه اش منفجر کرده و بزرگترین گنجینه عکسهای قجری او را از بین بردند.متاسفانه با روی کار آمدن رضاشاه 2000 شیشه عکاسی دیگر از او را نیز توقیف کردند.این ضربه نهایی بر روح حساس این هنرمند خارج از توان او بود. زیرا حاصل ده‌ها سال کوشش خود را بر باد رفته می‌دید.سرانجام او به سال ۱۳۱۲ بر اثر عفونت کلیه درگذشت و در گورستان ارامنه در دروازه دولاب تهران به خاک سپرده شد.
یکی دیگر از مزارهای معروف اینجا آرامگاه “مینا خوش تاریا” شاهزاده گرجی است که در سال 1300 هنگامی که با شوهر سرمایه دارش که برای تجارت به ایران آمده بود در شهر تهران و در سن 42 سالگی بر اثر سکته از دنیا رفت و همان سال بر جنازه او مقبره باشکوهی ساخته شد.
متاسفانه چنین بنای زیبایی که در فهرست آثار ملی هم قرار گرفته بر اثر بی مبالاتی درحال از بین رفتن است.
از جمله افراد مهم دیگری که در این قبرستان مدفونند میتوان به نام‌های آشنایی چون:
ژنرال “آنتونی رادزیویو دوبروفسکی” -متوفّی در بیست و یکم ژانویه 1898-پرفسور آرشیتکت اکراینی “لشک هورودوچکی” متوفّی در سوم ژانویه 1930-دکتر “تولوزان” پژشک ناصر الدین شاه “-ماری چرچیل” نوه 6 ساله چرچیل بریتانیایی متوفی 1898 -و ده ها نام آشنای دیگر اشاره کرد.”
بنا بر همین نوشته، خسرو سینایی نیز روزگاری (در سال 1362) فیلم مستندی با نام “مرثیه گمشده” درباره مهاجرت سیصدهزار لهستانی به ایران طی جنگ جهانی دوم ساخته است.او برای ساخت این فیلم از عکس‌های باقیمانده جنگ جهانی دوم و مصاحبه با افرادی که آن دوره را به یاد دارند، استفاده کرد. فیلمی که متاسفانه هیچ گاه در ایران اجازه اکران نگرفت. اما خوشبختانه فیلم در سال 2007 در دانشگاه علوم انسانی لهستان به نمایش درآمد و از آن به نحو شایسته ای تجلیل شد و درست یک سال بعد در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم لهستان صلیب لیاقت از سوی رییس جمهور لهستان به آقای خسرو سینایی اهدا گشت.نشانی به افتخار تلاش این مرد ایرانی در معرفی تاریخ رنجهای مردم لهستان در خلال سالهای جنگ جهانی دوم.

 

آقای “غلامرضا حاجی قربانی دولابی” نیز که به نظر می رسد اهل محله دولاب است در وبلاگ خود براساس لینک سفرنویس، نوشته است که “مالكيت گورستان ارامنه دولاب متعلق به دولت فرانسه بود كه توسط سفارتخانه‌هاي فرانسه،ايتاليا و نماينده كليساي كاتوليك رم(واتيكان) در ايران خريداري شده بود.

بخش مربوط به لهستان نيز توسط سفارت لهستان در ايران در سال 1942 ميلادي خريداري شد. مساحت كل گورستان 75000 مترمربع بوده كه حدود 44000 متر مربع آن متعلق به ارامنه، 14200 مترمربع آن متعلق به كاتوليكها و 3700 مترمربع آن متعلق به ارتودكسها و مابقي متعلق به آشوري‌هاي كلداني است.

نكته ديگر اينكه، 50 درصد گورستان كاتوليكها متعلق به لهستاني‌ها و مابقي شامل قبرهاي انگليسي، چكي، فرانسوي، آلماني و ايتاليايي است.

بنا به نوشته اعتماد السلطنه، كريم خان زند در تابستان سال 1137 به شميران رفت و فرمان داد سنگ تراشان ارمني را از جلفاي اصفهان به تهران بياورند. اين ارمنيان در محله دولاب ساكن شدند. قبرستان ارمنيان در دولاب از همان دوران به جاي مانده است…”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>